محمدتقى نورى

466

اشرف التواريخ ( فارسي )

مراحم بىمنتها تخت روان سركار اشرف را عنايت فرمود و از اثر اين عارفهء كبرى كله گوشهء عزّت و مفاخرتم به فرق فرقدان سود ، اين راه دراز را به استراحت در آن بستر صبا حركت غنوده و در تمامى منازل بقاى اين دولت ابد مقرون را از درگاه قاضى الحاجات سائل و متمنّى مىبود ، با اينكه مزاج هوا بار ديگر از طريقهء اعتدال خارج و از وزيدن باد خنك و تأثير سرما تو گفتى « 1 » جهان نمونه زمهرير گشت . « 2 » شعر هوا ز غايت سرما چنان نمود اثر * كه برد خاصيت از طبع مردم محرور در چنين حال از شاهرود بر اثر موكب ظفر مورود رهگراى سمت مقصود گرديده ، به ايوار و شبگير در صبح روز عاشورا كه هنوز اساس تعزيه تمهيد نيافته بود ، از گرد راه به تقبيل بساط اشرف گردن افراز و به ادراك تعزيت خامس آل عبا فايز آمد . در روز يازدهم « 3 » شهر مزبور كوكبهء منصور با عالم عالم شكفتگى و سرور به عزيمت دريافت بارگاه شاهنشاه گيتىدار از سمنان به سمت كعبهء اقبال رهسپار ، چون ساحت خار از مقدم « 4 » شهزادهء كامكار غيرت گلزار « 5 » بهار آمد ، منشور اقبال از طرف قرين الشرف خديو بىهمال مشعر بر وفور مراحم و مكارم بىپايان و مبنى بر تعيين جا و مكان و تعجيل ورود موكب خسرو والاشأن به درگاه خسرو صاحبقران « 6 » رسيد و حكم رسانيد كه روز پانزدهم قبل از ظهر جهت سعادت ساعت مىبايد كوكبهء شاهزادگى داخل دار الخلافه و فيض‌ياب حضور لازم الحبور حضرت خلافت و بهره‌اندوز بارگاه سلطنت گرديده باشد . امتثالا لامره شب پانزدهم را در پلاشت ورامين به سر برده و آن شب و آن‌روز « 7 » را على التواتر و التّوالى از جانب مرحمت جوانب خديو زمان و شاهزادهء والاگهر ، حسن على ميرزا « آنا فآنا » به اظهار محبّت و التفات « 8 » كسان معتبر سخندان به عزم استقبال و بازپرس احوال شهزادهء بىهمال مقرّر و مكرّرنامه و پيغام مشتمل

--> ( 1 ) . مج : گويى . ( 2 ) . ملك : « گشت » ندارد . ( 3 ) . مج : 1223 . ( 4 ) . مج : فر مقدم . ( 5 ) . مج : باغ . ( 6 ) . مج : صاحبقران . ( 7 ) . مج : آن‌روز و آن شب . ( 8 ) . مج : « انا فإنا به اظهار محبت و التفات » ندارد .